مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

زبان و ادبیات کردی  چاپ

تاریخ : 2 بهمن 1390 در ساعت 7:15 PM

ادبیات کرد را می‌توان به چهار بخش جداگانه تقسیم کرد. بخش نخست ادبیات فولکلوریک کردی : یعنی آنچه تا به امروز ادبیات و زبان کردی را حفظ کرده وآن را سرپا نگه‌داشته است. این بخش از ادبیات را سینه به سینه از پدران وپیشینیان خود نقل کرده‌اند و به آوازحزین و با آهنگ خاصی گاه بی سازوگاه با نوای نی می‌خوانند.ادبیات فولکلوریک به صورت نثر یا شعر هجایی غیرعروضی است و آنها را «بیت» یا «چریکه»می‌نامند، می‌توانیم بگوئیم که نثربیشتر از نظم در آثار ملت کرد خود را نشان داده است. وقتی که صحبت از نثرمی‌کنیم منظور همان نثری است که در قالب«بیت» و« چیرۆک »و راز ونیازهای که از زمانهای دور نقل شده‌اند و از نسلی به نسل دیگر  رسیده‌اند. 

 

« چیرۆک » در مورد حوادث روز بحث می‌کند. «چیروک»‌هاییکه امروز نوشته‌ می‌شوند جدا از «چیرۆک»هایی است که در گذشته گفته شده‌اند. «چیرۆک» هایگذشته صحبت از پهلوانی و طلسم و جادو و... است که این نوع « چیرۆک»ها کمتر به مسائل روز مردم و درگیر آن با مسائلی که عادی هستند اشاره دارد و تنها در محافل که شیوه‌ی نقالی داشته‌اند به کاربرده می‌شد .

«چیرۆک» یا «بیت»های قدیمی که بر سر زبانها بودند مکتوب شده­اند و شروع به چاپ کردن آنها شده است و یکی از این «بیت»های قدیمی که در این‌جا می‌توان به آن اشاره کرد «بیت» «بالی  و بارام- Bale w baram»[است که در این نوع «بیت» هم عبارات و هم بعضی از کلمه‌های به‌کار رفته در آن قدیمی هستند که دلیل آن را می‌توان در این دانست که «بیت»هایی که در آن زمان به چاپ می‌رسیدند از زبان خود مردم بدوی (درس نخوانده) و ساده نوشته می‌شد و بدون هیچ‌گونه ویرایش به چاپمی‌رسیدند.                    

  نویسندگان و یا بهتر بگوئیم سرایندگان این‌گونه    «چیرۆک»یا«بیت»ها ناشناخته‌اند و فقط راویانی  بودند

و هنوز نیز هستند که آنها را از بر می‌خواندند. عمر این بخش از ادبیات کردی به سبب مدون نبودن «بیت» یا «چیرۆک»ها و ناشناخته ماندن سرایندگان معلوم نیست و برای جمع‌آوری و تدوین این بیت‌ها جمعی از علاقمندان به ادبیات فولکلوریک کردی اعم از خارجی و یا داخلی تلاش‌هایی کرده و زحماتی کشیده‌اند از آن جمله  می‌توان به اوسکارمان (mann Oskar)مستشرق آلمانی که زبان کردی را در ایران آموخت و به کار جمع‌آوری ادبیات پرداخت، اشاره کرد. این خاورشناس دلسوز در حدود (سالهای 1906-1907)میلادی به عراق و سپس به ایران سفر کرد و چندی در میان ایلات بختیاری لر و کرد بسر برد و دربارة لهجه‌های مختلف این اقوام به تحقیق و تعمق پرداخت. هنگام بازگشت به آلمان هرآنچه را جمع‌آوری کرده بود تحت عنوان (تحفه‌ی مظفریه) به چاپ رسانید که همین مکریانی نیز آن را به زبان کردی (سورانی) برگردانده است. و دیگری روژه لسکو (Roger Lescot) خاورشناس فرانسوی، عضو افسران لژیون دونور که در سال 1917 میلادی متولد شد و تحصیلات و مطالعاتش را در مدرسه شرق‌شناسی به پایان رسانده و تخصصش را در بخش کردولوژی شهر  و دمشق به پایان رسانیده است که از مهمترین آثار آن می‌توان به افسافه (مم آلان‌پادشاه کردها) اشاره کرد. و در این میان می‌توان از مطالعات و تحقیقات مدو­ن دیگر از خاورشناسان روسی نیز تقدیر و یاد کرد.

 

بخش دوم اشعار عروضی زبان کردی که تقریباً مشابه اشعار زبان‌های فارسی و عربی سروده شده‌اند و اغلب نیز در سبک‌ هندی و کمتر عراقی هستند، این بخش از ادبیات کردی سابقه‌ای نزدیک به سه قرن دارد و بزرگ‌ترین نمایندگان آن گویندگان و غزل سرایانی چون احمد خانی،ملای جزیری، فقی طیران , نالی، سالم، وفایی، هیمن، هژار و... هستند. که در کارهای خود توجه به مسایل انسانی، ملی، طبیعت و مذهب و... را سرلوحه کار خود قرار داده‌اند. 

ادامه ...

گاهی نمی شود  چاپ

تاریخ : 4 دی 1390 در ساعت 5:27 PM

گاهی گمان نمی کنی ولی می شود... 

گاهی نمی شود که نمی شود!!! 

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است 

گاهی قرعه به نام تو می شود 

گاهی گدایِ گدایی و بخت با تو نیست 

گاهی تمام شهر گدای تو می شود... 

 

منسوب به دکتر شریعتی

شعری از عبدالجبار کاکایی شاعر ایلامی  چاپ

تاریخ : 3 دی 1390 در ساعت 4:16 PM

بمون ولی به خاطر غرور خسته ام برو

برو ولی به خاطر دل شکسته ام بمون

به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا

شکسته ام ولی برو ، بریده ام ولی بیا

چه گیج حرف می زنم ، چه ساده درد می کشم

اسیر قهر و آشتی میون آب و آتشم

چه عاشقانه زیستم چه بی صدا گریستم

چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم

تو را نفس کشیدم و  به گریه با تو ساختم

چه دیر عاشقت شدم چه دیرتر شناختم

تو با منی و بی توأم ببین چه گریه آوره

سکوت کن سکوت کن سکوت حرف آخره

ببین چه سرد و بی صدا ببین چه صاف و ساده ام

گلی که دوست داشتم به دست باد داده ام

بمون که بی تو زندگی تقاص اشتباهمه

عذاب دوست داشتن تلافی گناهمه

موبایل: از دیروز تا امروز  چاپ

تاریخ : 30 آذر 1390 در ساعت 3:55 PM

 

 

38 سال قبل در چنین روزهایی اولین تلفن همراه در دنیا در معرض دید مردم قرار گرفت و موجب تعجب و حیرت شهروندان نیویورکی شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، تلفن همراه در 15 سال گذشته زندگی مردم دنیا را دگرگون کرده و به نزدیکترین ابزار فناورانه به انسان تبدیل شده است.

اما اولین تماس با تلفن همراه 38 سال قبل در چنین روزهایی انجام شد. این تماس در سوم آوریل 1973 توسط مارتین کوپر، پدر موبایل انجام شد.

کوپر که در آن زمان 44 سال داشت یک نمونه آزمایشی تلفن همراه را برای یک پیاده روی در خیابانهای نیویورک بیرون برد و یک تماس انجام داد.

طبیعی است که واکنش مردم با دیدن این دستگاه عجیب که در آن موقع ابعاد بسیار بزرگی داشت دیدنی بود. مردم با دیدن اولین موبایل تاریخ با تعجب و حیرت مارتین کوپر را تماشا می کردند.

کوپر با یادآوری این خاطره اظهار داشت: "همانطور که در خیابان قدم می زدم با تلفن حرف می زدم. نیویورکیها با نگاهی متعجب و متحیر به کسی خیره شده بودند که درحالی که راه می رفت با تلفن صحبت می کرد."

وی در خصوص واکنشهای مردم گفت: "مردم در برابر این ابزار شگفت زده شده بودند. آن چیزی ورای تصورات بود. اما مردم از اینکه می دیدند می توان این دستگاه را به گوش چسباند، راه رفت و با تلفن با این و آن تماس گرفت کاملا بهت زده شده بودند."

وی افزود: "ما در سال 1973 کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردیم و من تلفن همراه را به خانم خبرنگار جوانی دادم و به او گفتم با فردی تماس بگیرد. او گفت: می توانم با مادرم در استرالیا تماس بگیرم؟ و من گفتم: البته که می شود. و او تماس گرفت. آن زن پس از تماس تلفنی کاملا متعجب شده بود. او نمی توانست تصور کند چگونه این ابزار کوچک توانسته است نیمی از جهان را دور بزند و مستقیما تماس وی را با مادرش برقرار کند. نیویورکی های ریزبین نیز با دهان باز در آنجا ایستاده بودند."

کوپر ادامه داد: "پذیرش این دستگاه جدید کاملا شگفت آور بود. ما دومین نمایش را در اوایل دهه 1980 و زمانی اجرا می کردیم که رئیس شرکت ما در واشنگتن بود. او دستگاه جدید را به جورج بوش پدر نشان داد و وی نیز به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفت. او گفته بود: خوب من باید این را به "ران" نشان دهم. و می دانید که پس از آن وی تلفن را به رونالد ریگان نشان داد. ریگان با دیدن تلفن گفته بود: چه چیز مانع می شود ما از این تلفن نداشته باشیم؟"

پدر موبایل توضیح داد: "به یاد می آورم که در 1973 حتی تلفنهای بی سیم هنوز وجود نداشتند حالا تلفنهای همراه که جای خود داشت. من چند تماس داشتم. مثلا یکی از آنها را هنگام عبور از عرض خیابان با خبرنگار رادیو یورک انجام دادم که احتمالا یکی از خطرناکترین کارهایی بود که در تمام زندگی ام انجام داده ام."

مارتین کوپر که مدیر کل بخش سیستمهای ارتباطاتی شرکت موتورولا بود اولین تماس خود را در این روز با "جوئل. اس. انگل "، رئیس بخش تحقیقات "لابراتوارهای بل" شرکت AT&T که در واقع مهمترین رقیبش بود انجام داد.

براساس گزارش دیلی میل، کوپر به شماره دفتر رقیب خود زنگ زد و گفت که موتورولا در توسعه اولین تلفن موبایل از "بل" پیش افتاده است.

براساس گزارش دیلی میل، دستگاه کوپر بسیار سنگین بود و حدود 1.4 کیلوگرم وزن داشت و البته شبیه به یک "آجر" بود.
این دستگاه 10 سال بعد در سال 1983 درحالی که وزن آن به نیم کیلو کاهش یافته بود با قیمت بالای 3 هزار و 500 دلار وارد بازار شد.

کوپر در سال 1992 شرکت ArrayComm فعال در توسعه فناوری بی سیم را تاسیس کرد.

تنهایی  چاپ

تاریخ : 19 آذر 1390 در ساعت 7:36 PM

تنهایی عذاب کسانی است که درست می اندیشند...

شاهکارهای موسیقی ایرانی  چاپ

تاریخ : 10 آذر 1390 در ساعت 10:47 AM

روایت ساخت قطعه نینوا از زبان خالقش "حسین علیزاده" به همراه دانلود بخش هایی از این آلبوم

  

 

خالق قطعه مشهور «نینوا» می‌گوید که زاده روز عاشوراست و همیشه نامش را که مادرش به همین مناسبت بر او نهاده دوست می‌دارد و خلق این قطعه به سالهای کودکی‌اش باز می‌گردد.

محبوبیت قطعه «نینوا» در زمان انتشارش فروش بالایی را برای آن رقم زد، که برای یک آلبوم موسیقی در ایران بعد از انقلاب تا آن زمان بی سابقه بود. برخی کارشناسان میزان محبوبیت این قطعه را با قطعه «ای ایران» روح الله خالقی برابر دانسته‌اند.حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده چیره دست تار در گفت‌وگو با خبرنگار موسیقی فارس دریادآوری چگونگی ساخت قطعه مشهور «نینوا» گفت: من بچه خیابان خیام هستم و یکی از سرگرمی ما بچه‌ها در آن موقع راه‌اندازی دسته بود. من نمی‌خواهم تبلیغ وابستگی مذهبی کنم ولی همیشه اسمم را دوست داشتم و از آنجایی که من در روز عاشورا متولد شده‌ام، مادرم اسمم را حسین گذاشته و «علی‌زاده» هم هستم! .

وی ادامه داد: من از موضع یک متخصص موسیقی می‌گویم که با نینوا بیشتر بعد از انقلاب و اول انقلاب آشنا شدم و برایم اسم بسیار زیبایی بود.خیلی‌ها تفاسیر مختلف راجع به نینوا کردند و این قطعه را برای خودشان دانستند.

وی افزود: نینوا آن واژه‌ای است که ما همه حس‌ها را می‌توانیم درباره آن داشته باشیم. اگر می‌خواهند موضوع و حس مبارزه امام حسین(ع) را به آن اطلاق کنند، من افتخار می‌کنم.  

ادامه ...

گذشت عمر  چاپ

تاریخ : 8 مهر 1390 در ساعت 12:24 PM

گذشت عمر و به دل عشوه میخریم هنوز..... 

 

از تو بگذشتـــم و بگذاشتـمت با دگــــران 

رفتـم از کوی تـــو لیکن عقب ســر نگـران 

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی 

تـو بمـــــان و دگران، وای به حـال دگـــران

چگونه اینترنتی پر سرعت داشته باشیم؟  چاپ

تاریخ : 5 مهر 1390 در ساعت 8:13 PM

چگونه اینترنتی پر سرعت داشته باشیم؟ 

الکی دل خودتو خوش نکن. توی این کشور هیچ وقت به اینترنت پر سرعت دست نخواهید یافت....  

به عبارت بهتر زرشک!

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>